تبليغاتX
اوفلیاتونیستـی باگیسوانم حرف مـی زنم - نقد اوفلیا تو نیستی...مرید میرقاید

ما از بهارهای گمشده بر جای مانده ایم:  مرید میرقاید

نقد و تحلیل «اوفلیا! تو نیستی با گیسوانم حرف می زنم»ثریا داودی 

 

...شعر ترازوی ظریف و حساسی دارد... شاید این اغراق معقول از ناحیه اخوان بی منظور نباشد که یک تار مو تصنع و تکلف اضافی در شعر بگذاری توازنش به هم می خورد.امروز که نبوغ و هنر آسان شده و نه احتیاج به «تکه هوش» ست و نه«سرسوزن ذوق» و نه حتی نیم نگاهی به مفاخر و متون و فرهنگ پشت سر!کارگاه های رنگارنگ شاعری و شاعر پروری هم مسئولیت نامحدود کاشفان فروتن چهره ها و استعدادهای مشعشع هستند. بگذریم از این که قطعیت گم شده....مولف مرده...شعر مرده... خواننده هم در حال جان کندن است!! و پاسخ شاملو بس که از وی پرسیدند«آیا شعر براهنی و دیگر مدرن ها و پست مدرن ها های وطنی را می خواند؟گفت:من قصد خود آزاری ندارم»

از این رهگذر با نگاه به دفتر اوفلیا تو نیستی/با گیسوانم حرف می زنم باشد که هوای تازه ای از شعر بشنویم.گرچه نزد راهیان ادبیات ثریا داودی نامی آشناست.هم به لحاظ چاپ داستان های کوتاه و اشعارش،و هم به نقد و برسی های هرازگاهی در زمینه داستان و شعر... شاید همین دغدغه ها و نگره های هم سویه زمینه ای برای پرداختن به مجموعه شعر تازه اوست:

«نکند/گیاهان رنگ از روزگار ما بگیرند» شعر42 ص47

شاعر به پنجاه شعر کتابش در وجه ترتیبی عناوین عددی داده است. هر شعر در ساختار روائی و حلقه مستقل و ارگانیک در یک زنجیره می نماید و لحن ظریف و حس عاطفی وجه مشترک همه ی اشعار می باشد.

«من/ستاره ای هم/در آسمان تو دارم»شعر 15 ص 40

«کسی چه می داند/شاید حرفی شوم/ در آسمانت»شعر3 ص7

لحن،حس،عینیت،ذهنیت،ساختار و حتی حالت ایقائی و موسیقائی کلام در شعرها یکسان است و ضمیر خسته ی«ما» که گاه خطاب فردیت و تنهائی«من» شعریست و زمانی سایه سپید یک حقیقت دور و کمرنگ.خطاب به ضمیر ما:

«گیاهان/ شبیه حرف های ما می سوزند»شعر34 ص39

«فرقی نمی کند/ما از بهارهای گمشده/ بر جای مانده ایم»شعر 49 ص 54

خطاب به آن حقیقت دور:

«زودتر از گیسوان تو/ به تقویم های سوخته رسیده ایم/مگر چند حرف از بهار می گذرد؟»شعر40 ص45

«پرندگان نزدیکتر به حرف تو پرواز می کنند»شعر 31 ص 36

با توجه به این که منشاء شناخت انسان از جهان و هستی درک حسی است و هنرمند بیش از هر موجود دیگر در ابداع و خلاقیت به قوه حس ناخودآگاه نیازمند است. از طرف دیگر شاعر نگران سازنده این دنیا است. او نظاره گر دختران آب و پسران آتش و کودکی های باد است. و بارها بادها مارها پوست انداخته اند.به همین جهت گاهی رو به دیوار ایستاده و رمز رازهای نگو را به گیسوانش می گوید.او از رنگ باختگی صمیمیت ها  و ارزش ها در وضعیت لغزنده و بی ثبات انسان مدرن می گوید... حتی زمانی که از اشیاء و پدیده های  هستی و کائنات حرف می زند. نگاه اش به چهره با شکوه انسان و رنج وتنهائی اوست.

«از درهای بسته حرف زده ایم/ و دهان های باز/ هیچ فکر نمی کردیم/ مرگ نام کوچک ما را صدا کند»شعر8 ص12

از طرف دیگر تعریص کلامی و لحن کنائی و تلخ و کاربرد ایهام و استعاره ثریا داودی بری تداعی معانی و وضعیت تاریخی  حرف دیگری است:

«من و تو و MIS و چند نقطه/گناه  مهربانی دیوارها را پس داده ایم»شعر42 ص47

«دیوارها/کجا رنگ دل ما بوده اند عمو»شعر39 ص44

از طریق ضمیر محذوف شده در چند نقطه و ترکیب حس آمیزی شده مهربانی دیوارها خواننده را به تفکر آمپریک تعمیم می دهد و گاه با دادن صفات انسانی به حروف،اشیاء و پدیده ها و شناخت علم بیان و معانی و بدیع... تاثیر لازم بر خواننده و شنونده شعرش می گذارد. نشان داده  که از ذوق و ابداعات بلاغی بر خوردار است. ضمن سادگی و سلاست در زبان  و بافت شعر با تقابل کلمات و ایجاد ایهام و استعاره و تصاویر پارادوکسی دست به تولید سنتز مفهومی می زند:

«به حرف هایت/کمی آسمان اضافه کن/ دوباره/ ماه را من روشن می کنم»شعر 23 ص28

«گونه ی ماه گل انداخته/آیا زیر درخت سیب نشسته ای؟»شعر 22 ص27

و سیب به لحاظ ملازمت و مشابهت در شکل فیزیکی و تناسب و قرینه زیبائی در جناس و ترکیب بوجود آورده. از دیگر نقاط مثبت اشعار توجه به بافت لفظی و دقت در آواها و صداها از طریق صامت ها و مصوتهای کلامی است.هر مصراع و یا بند با نوسانات طبیعی و ملودیک موسیقی درونی شعر را تامین نموده و انرژی لازم را به اشعار منتقل کرده است.

«ماه را بگو/ به بی قراری سر بر نداشتی/پلک بخوابان/ ثریا بیدار است»شعر32 ص 37

«ماهی ها/ خواب آشفته می بینند/ مگر نمی دانی.آن پرنده سپید /از اصفهان رفته است؟»شعر30 ص 35

 

سراینده مجموعه اوفلیا... به درستی مواد و مصالح شعر فارسی وترنم به روز را می شناسد و این گفته دلیل آن نیست تا گفته شود که همه ی اشعار عاری از ضعف و کاستی است!! اما جنبه ها و جذبه های شعرش به آن اندازه هست که ضعف ها و نواقص اندک را به خوبی قابل اغماص می باشد. از آن چه دیده شده این دفتر سیری در سیلان مستمر و روند «بودن» و «شدن»دارد.

 

+ نوشته شده توسط اوفلیا در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 و ساعت 12:51 بعد از ظهر |